|تعلیق|

دردش فقط موقع بستنِ چشم‌هاست.

جوهر، جورِ شاپرک‌های غم‌گین چشمان‌ت را نمی‌کشد و اشک جورِ سنگینیِ سیاه پلک‌هایت را‌...

در آن میان نفس نکش.

به من گوش می‌دهی؟ گوش هم نده!

ای مسکوت‌ترین شعر خفته‌ی آرامِ جهان، باز بی‌صدا بگِری...

مبادا که تلالو تنت باز از میان رخت بربسته‌ترین سیاهی‌های جهان جان بگیرد...

سرنوشتی جز صدای جغد‌ها نیست

تو -میانِ هیاهوی باد- بخواب.

گمان کنم من به اندازه‌ی کافی بیدار باشم، تو بخواب.

۷. شهریور.۹۷

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
یک چیزی بین ماندن و نرفتن
بودن و نفس نکشیدن
نوشتن و نشستن
یک چیزی مثل معلق ماندن‌.
____________
آن «چیزها» موقتن یا دائمن اضافه می‌شوند.
Designed By Erfan Powered by Bayan